محمد قنبرى
444
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
دوم ، ساير تعليقات فقهى به خامهء حجت الاسلام مرحوم شريفزاده گلپايگانى است . كتاب زبدة البيان تأليف محقق اردبيلى كه تمام جهات آن از تعليقه و تحقيق و تصحيح كلًا به وسيلهء اينجانب صورت گرفته است . كتاب مسالك الأفهام فى آيات الاحكام كه در دو جلد همانند كتاب كنز العرفان تحقيق و تصحيح به عهدهء من بود و تعليقات فقهى به عهده مرحوم شريفزاده . كتاب الصراط المستقيم تأليف مرحوم بياضى در دو جلد با تحقيق و تصحيح و تعليقات در حد كفايت به اضافهء يك مقدمه از مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانى و يك مقدمه از آيت اللَّه سيدشهاب اميرى مرعشى . كتاب مبسوط شيخ طوسى از جلد سوم تا جلد هشتم با تحقيق نسخه و تصحيح اوراق مطبعى و تعليقات نسبتاً ناچيز و فهرست كامل فروع در حدود 200 صفحه . كتاب وقايع السنين و الأعوام ، تأليف خاتونآبادى با تحقيق نسخه و تصحيح اوراق و مقابله با مآخذ . لازم به تذكر است كه مؤلف اين كتاب و فرزندان بزرگوارش ، دورهء صفويه را تا حدى جالب و مفيد روشن كردهاند ، از آنرو كه خود معاصر و با سران علم و دانش و سران مملكت محشور و مأنوس بودهاند . كتاب مناقب ابن المغازلى كه با زحماتى عظيم ، يك نسخهء كهن و نامنقح را به صورت شايسته تحقيق و تصحيح كردهام و علاوه بر تصحيح اسناد حديث و مقابلهء آن با ساير معاجم حديثى ، متن حديث و يا مشابه آن را در ذيل صفحات تخريج كردم تا صحت مطالب حتى المقدور تضمين شود . ديگر چيزى به خاطرم نمىآيد . مجلدات ناسخ التواريخ هم تعداد زيادى با زحمات من احيا شده است . در حدود پنجاه جلد آن از روى نسخهء خطى مؤلف تصحيح و براى اولين بار چاپ شده است . كيهان فرهنگى : نظر شما دربارهء رابطه قرآن با حديث چيست ؟ استاد بهبودى : در احاديث صحيح اهل بيت عليهم السلام آمده است كه : « ما هر چه مىگوييم از قرآن مىگوييم » من نيز هماره در جستجوى اين رابطه برخاسته و كوشش كردهام كه ارتباط حديث را با نص و اشارهء قرآن دريابم . موقعى كه در نجف تحصيل مىكردم ، شب را تا نزديك سحر مطالعه مىكردم تا شايد بتوانم به سرّ اختلاف حديث پى ببرم .